ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

111

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

پوشيده بود . امّا اينك صحابهء نخستين رو به پيرى داشتند . براى نهادينه كردن اصلهاى سابقه و شورا ، عمر مىبايستى امتيازات اجتماعى قريش را ملغى كند - و اين گامى بود كه وى در آن موقعيّت به دشوارى مىتوانست بردارد هر چند كه به آن انديشيده بود - و نيز راه ورود مسلمانان ديگر را به جايگاه نخبگان حاكم بگشايد . او مىبايست اقدام آشكارى در جهت انتخاب فردى غير قرشى براى عضويت در شوراى منتخب خود بر دارد يا اين شورا را ترغيب كند كه افراد غير قشرى را به جمع خود راه دهند . امپراتورى عربى كه عمر بنيان نهاد عمرى دراز كرد ، هر چند كه از زمان معاويه بر اثر تفوّق اعراب شامى تغييراتى در آن راه يافت ، سلطه عربان بر غير عربان بر مبناى قوميّت نيز با دعوت جهانى اسلام تعارضى اساسى داشت . امّا اين تعارض تنها در اواخر عصر امويان و آن هنگام كه توده‌هاى غير عرب به اسلام گرويدند و به نام آن فرياد رساى برابرى خواهى برآوردند ، آشكار شد . در آن زمان ، خلافت قريش چنان در اسلام ريشه يافته بود كه با وجود اضمحلال و از بين رفتن طبقه فرماندهان سپاهى عرب در زمان عباسيان ، اين خلافت بازهم توانست به حيات خود ادامه دهد .